تغییر جامعه؛ پایان نابرابری و رنج زنان
هشت مارچ «روز جهانی گرامی داشت و همبستگی زنان»، یادآور
رنجها و ستمهایی زنان است که ریشه در مناسبات و ساختار مردانه دارد. نظام روابط
و ساختار مردانه عامل نابرابرای جنسیتی و خشونت روزی با زنان است. همه مردان و
زنانیکه در درون روابط و نظام اجتماعی مردسالارانه بزرگ میشوند به نحوی زن ستیزند
زیرا؛ از آوان کودکی ارزشهای مردسالاری و ذهنیت زن ستیزی را از خانواده، محیط اجتماعی و نظام آموزشی فرا میگیرند.
باتوجه به این واقعیت، داشتن زندگی انسانی در جامعه
مردسالار هم برای زنان دشوار است و هم برای مردان انسان گرا.
زنان در جامعه مردسالار و طبقاتی در محور ستم و تبعیض قرار دارند و مردان باوجودی که از اقتدار و اعمال قدرت برخورد دارند اما آزاد نیستند و در
بند ارزشها و باورهای تک جنستی اسیرند که از فرهنگ و نظام روابط حاکم در جامعه فرا
گرفته اند و این ارزشها و باورها مردان را ناقض حقوق زن و بانی خشونت علیه این موجود شریف میسازد.
با توجه به این واقعیت، باید ریشههای خشونت و ستم بر زنان
را به ارزشها، ساختار و نظام روابطی جستجو نماییم که مردان را جنس برتر و زنان را
جنس دوم میپروراند.
به وجود آمدن جامعه
انسان گرا که در آن به زن ستم نشود و مرد ستمگر نباشد هرگز با عقاید و باورهایی
که مناسبات جنسیتی را توجیه و تقدیس مینماید به وجود نمیآید.
اگر واقعا نگاه انسانی داریم وخواهان جامعهای عاری از نابرابری
و تبعیض هستیم. بیاییم یکباری که شده به باورها و ساختار اجتماعی که در تحت آن
بزرگ شده و زند گی مینماییم بنگریم و درستی و نادرسی آن را برمعیار تعقل و سنجش اثبات کنیم.
با این ارزیابی بدون تردید به نتیجه میرسیم که چگونه این
روابط و ارزشهای حاکم بر زندگی ما باعث نابرابری میشود و زنان را ضعیف میپروراند
و مردان را ستمگر و ضد زن.

نظرات
ارسال یک نظر