در حدود دو ماه پیش در اول ماه حوت سال گذشته، ویدیویی در شبکههای اجتماعی در ایران منتشر شد که در آن نشان میدهد که یک شکارچی یک سگ را به خاطر خوردن ناناش بیرحمانه لت و کوب کرده است. این خشونت واکنش گسترده را در میان ایرانیها بر انگیخت.
![]() |
| ستایش قریشی شش ساله که پس تجاوز جسدش سوزانده شده است |
پولیس ایران در کمتر از 24 ساعت آن شکارچی سگ آزار را بازداشت کرد و این فرد به ارتکاب این عملاش از طرف دادستانی/ محکمه، به 70 ضربه شلاق و دو ماه زندان محکوم شد.
صدها مدافع حقوق حیوانات، نویسندگان و فعالان مدنی ایرانی در تهران تظاهرات کردند و این عمل خشونت آمیز را محکوم کردند و مجسمه آن سگ را به نشانه همدردی با این سگ و دفاع از حقوق حیوانات ساختند.
گزارش این اعتراض در تلویزیون فارسی بی بی سی نشر شد. من وقتی این گزارش را دیدم از این ظرفیت مدنی در ایران غبطه خوردم.
اما به روز پنجشنه گزارشی را در یک سایت خبری مربوط مهاجران افغانستانی خواندم که یک کودک شش ساله مهاجر افغانی به نام «ستایش قریشی» در ورامین تهران توسط پسر ایرانی همسایهاش ربوده میشود و او را پس از تجاوز، میکُشد و جسدش را بخاطریکه جنایت خویش را پنهان کند با تیزاب در وان حمام خانهای خویش میسوزاند.
این پسر این جنایت را با رفیق خود میگوید و پس از آن این جنایت هولناک افشا میشود.
پولیس جسد ستایش را از خانه آن پسر دریافت میکند و این پسر بازداشت میشود.
تاکنون این جنایت وحشتناک واکنشهای گسترده را در سایتهای خبری و شبکههای اجتماعی در افغانستان بر انگیخته است. اما این سوالها در ذهنم ایجاد شده که چرا این جنایت بزرگ در ایران از طرف فعالان مدنی و روشنفکران آن کشور محکوم نمیشود؟
چرا در نزد آن ایرانیهای بیدار، حقوق انسانی و ارزش جان کودک مهاجر افغانی کمتر از ارزش جان آن سک پنداشته شود که سکوت مینمایند؟
![]() |
| تصویری از اعتراض در تهران در پیوند به سگ آزاری یک شکارچی |
چه شد آن ظرفیت مدنی ایرانی که در اعتراض به «سگ آزاری» صورت گرفت؟ و من از آن غبطه خوردم.
کجاست آن صدها مدافع حقوق حیوانات در ایران؟ که در دفاع از حقوق انسانی مهاجران افغانی اعتراض نمینمایند.


نظرات
ارسال یک نظر